اشاره كنم كه او آن را معرفي كرده يا در اختيار داشته است. كساني كه سعي ميكنند خود را بهعنوان كتابدوست يا ديوانهٴ كتاب به ديگران بشناسانند، به ندرت كساني هستند كه به ادبيات خدمتي كرده باشند.))
اتهام بوالفضولي را مدتها پيش پترارك هنگامي كه در آوينيون او را ديده بود (در سال1330يا 1333) در مورد او مطرح كرده بود، پترارك در نامهاي به توما دي مسينا در سال 1337 او را بهصورت مشكوكي تحسين ميكند. ريچارد به او وعده داده بود پس از بازگشتش به انگلستان اطلاعاتي درباب ((تُولي اقصيٰ))1 بدهد، ولي عليٰرغم پيگيريهاي مكرر به عهدش وفا نكرده بود.
با اين همه، در مورد ريچارد بايد گفت او طرحي براي آموزش بهتر يوناني، عبري و عربي تهيه كرد (همان رساله، فصل دهم). بهعقيدهٴ او اين زبانها بايد به صورتي زنده آموخته ميشدند. ((هيچ چيز بهتر از شنيدن نميتواند ماهيت واقعي يك زبان را به دانشجو بياموزد.)) ارزش پيمبرانهٴ اين گفته را وقتي بهتر ميتوان دريافت كه توجه كنيم هنوز هم اين مسئله بهخوبي درك نشده است و بسياري از مربيان، اين زبانها را طوري تدريس ميكنند كه گويي زبانهايي مردهاند و نه زنده. ريچارد در جريان يكي از ديدارهايش از پاريس ملاحظه كرد كه نجوم در آن شهر بهخوبي تدريس ميشود.
ادعا شده كه رساله درباب كتابدوستي را ريچارد دوبري تأليف نكرده، بلكه كار يكي از منشيانش بهنام رابرت هالكُت است. نسخههاي خطي متعددي نام هالكُت را دارد. اين بحثي سخت بغرنج است؛ بهطور كلي ميتوان چنين خلاصه كرد: با اينكه شواهد خارجي سخت به زيان موٴلف بودن ريچارد است، شواهد دروني كاملاً به سود اوست.
بيكنتورپ
جان بيكنتورپ. (همچنين در جاهاي ديگر بيكن). راهب كرملي و فيلسوف انگليسي (متوفا در انگلستان در سال 1346).
احتمالاً نام او از بيكنستورپ در نورفولك مشتق شده است. گفته شده است او سومين پسر سِر توماس بيكن بيكنستورپي است و اگر چنين باشد، نوهٴ برادري راجر بيكن ميشود. او در صومعهٴ كرملي بليكني در نورفولك و سپس در مدرسهٴ كرملي آكسفورد تحصيل كرد و شايد در